تبليغاتX
دانشجویان دانشکده مجازی علوم حدیث

 به نام بخشنده ي بخشايشگر

 

به عنوان اولين ارسالم در اين وبلاگ مقدس ، تصميم گرفتم مختصري از حرص و آرزوهاي طولاني بنويسم .

ابتدا حديث زير را كه در كتاب معدن الجواهر صفحه ي 25 آمده است ملاحظه بفرماييد :

 

أخذَ رسولُ الله حجَرَينِ فَالقي بينَ يَديهِ حَجَراً و قالَ :

هذا املَ ابنُ آدَمَ . و ألقي خلفَهُ حَجَراً و قالَ : هذا أجَلُهُ ، فهُوَ يري أمَلَهُ و لا يري أجَلَهُ .

پيامبر خدا دو عدد سنگ برداشت و يكي را جلوي خود انداخت و فرمود : اين آرزوي پسر آدم است .

سپس سنگ ديگر را پشت آن انداخت و فرمود  : اين اجل اوست . بنابراين ، او آرزويش را مي بيند و اجلش را نمي بيند .

 عاقبت آرزوهاي دست نايافتني همين است و چه بسا حرص انسان در رسيدن به اين آرزوها ، او را به بيراهه هايي تاريك مي برد . 

يك ترفند جالب وجود دارد كه شكارچيان ميمون ، از آن براي شكار اين حيوان استفاده مي كنند .

اين شكارچيان باهوش ! سوراخ كوچكي در تنه ي درخت ايجاد مي كنند و تعداي گردو در اين سوراخ قرار مي دهند .

ميمون حريص و بي خبر از همه جا به اميد رسيدن به چند گردو و سير كردن شكم خود دستش را داخل سوراخ درخت مي كند و چندين گردو را در مشتش مي گيرد ؛ غافل از اينكه مشتش ديگر از سوراخ خارج نمي شود چون حجم آن افزايش يافته است !

شكارچيان با خيال راحت در حالي كه ميمون بيچاره جيغ زنان در حال تلاش براي فرار است او را به بند مي كشند .

حرص و آزمندي اين حيوان عقل او را از كار مي اندازد و همين منجر به مرگش مي شود .

 

اما نبايد تصور كنيم كه از نوع انسان چنين رفتار هايي سر نمي زند .

انسان هايي وجود دارند كه حرص پرده اي بر روي عقل آنها انداخته است به طوري كه حرص و آزمندي زندگي آنها را تيره و تار كرده است ، اما باز هم از حرص دست نمي كشند تا اينكه اجل آنها فرا رسد .

 

به قول شاعر :

گفت چشم تنگ دنیا دوست را *** یا قناعت پر کند یا خاک گور

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط حسن خجسته پناه  | 

در سالهای اخیر حرکتهای عظیم و عمیق در جهت احقاق حقوق زنان به دلیل مواجه بودن با مشکلات و معضلات جامعه زنان در سراسر دنیا و به دلایل مختلف صورت گرفته است  که شاید به ظاهر و در نگاه اولیه ارزشمند به نظر برسد اما با نگاهی عمیق به روند عملکرد آنها روشن می شود که این نهضتهاوپیشروان آنها راه را به خطارفته و بحرانهای تازه تری را متوجه جامعۀ زنان نموده اند .

چرا که در تمام مدت این جریانات ، زنان نه تنها به آزادی توأم با آرامش نرسیده اند ،بلکه به اعتراف خودشان خودرا موجودی بی هویت و بدبخت یافته اند که روح لطیف زنانه شان نیز خدشه دار گردیده است .

افکاری که نشأت گرفته از اندیشۀ بشری  و عقلانیت منهای وحی بوده به علت عدم تطبیق با نیازهای فطری زنان، پایدار نبوده است .مصداق بارز این نوع اندیشه ها فمینیسم است  که برای چند دهه در محافل بشری جریان ساز بوده و پس از آن در دهه های اخیر عده ای در غرب از این جریان بازگشت نموده اند .

با اینحال مدافعان حقوق ظاهری زن ، دست از حرکتهای خود برنداشته و باترفندهای متفاوتی از جمله طرح کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان و طراحی قالبهای نو مانند بزرگداشت روز جهانی زن، کمپین و.... جهت تحقق اهداف خود  اغراض معینی را دنبال می کنند .نظام جمهوری اسلامی ایران و تغییر قوانین حاکم در ایران ، ازجمله مسائلی است که در مطالبات این گروه دیده می شود . آنچه از این جنبشها در سالهای اخیر  دیده می شود  فعالیت هایی است که متولیان آن  در صدد نیل به اهدافی چون تغییر در فرهنگ ، نگرش و باورهای مردم نسبت به احکام و قوانین دین مبین اسلام هستند .

از آن جا که این نوع تفکر اخیراً دامنگیر برخی دانشجویان دانشگاههای ما نیز شده است ، با اجازۀ دوستان  سری مطالبی را به جهت خطری که این قشر حساس جامعه را تهدید می کند ، عرض خواهم نمود که انشاءالله مفید باشد .

ادامه دارد..........

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط عماری  | 

پيروزي قاطع ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي در برابر فشارهاي آمريكا

البرادعي مفاد برنامه اقدام و فعاليت هسته اي ايران را صلح آميز اعلام كرد

 |+| نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط سناوندی   | 
هشدار  ..............هشدار

طرح سیا برای براندازی تشیع

تغییر شعار« تفرقه بیانداز و حکومت کن » انگلیسی ها به « تفرقه بیانداز و نابود کن » آمریکایی انگلیسی

مسلمانان بخوانند و هوشیار باشند. اینجا را کلیک کنید

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 11:7 قبل از ظهر  توسط سناوندی   | 
به نام خدا سلام دوستان درگذشت آیت الله توسلی را تسلیت عرض مینمایم من که هیچ وقت صدای گرم ومهربان ودوست داشتنیشون رو موقع گفتن احکام اونم نیم ساعت مونده به اذان ظهر رو فراموش نمی کنم دوتا مطلب اینجا درج نمودم که امیدوارم دقیق بخونید ...ونظرتون رو اعلام نمایید .

مطلب اول :

 
خواب حاج حسن آقا و درگذشت آیت الله توسلی

محمدعلی ابطحی

امروز صبح نمی­دانم چرا با احساس بدی از خواب بیدار شدم. خبرنگاری از ایسنا زنگ زد که از آیت الله توسلی چه خبر؟ می­گویند در جلسه­ی مجمع تشخیص مصلحت فوت کرده است. داد زدم گفتم نه! خیلی با آقای توسلی دوست بودم. لطف ویژه­ای داشت. بعد از شنیدن خبر به آقا مجید انصاری که عضو مجمع تشخیص مصلحت است زنگ زدم. از این خبر پرسیدم. گفت بله؛ من در بیمارستان هستم. با آقایان صدوقی و موسوی لاری با سرعت به بیمارستان رفتیم. حسین و خانم توسلی آن­جا بودند. خیلی بیشتر از فوت اقوامم گریه کردم. آقای مجید انصاری و بعضی دیگر از اعضای مجمع تشخیص در بیمارستان تعریف می­کردند که امروز آقای توسلی به جلسه مجمع آمد؛ خیلی سرحال. سخنرانیش را خیلی بامتانت شروع کرد. مثل کسی که از رو می­خواند. از راهپیمائی بیست و دو بهمن و شهادت مغنیه در لبنان در ابتدا حرف زد و بعد راجع به بیت امام و اهانت­هایی که می­شود صحبتش را ادامه داده است. از امام نقل قول­هایی را خوانده است که امام سفارش بیت و کسانی که به ایشان خدمت کرده­اند را نموده است. مجید انصاری می­گفت من داشتم از صحبت­های آقای توسلی نت­برداری می­کردم. دیدم صدای آقای توسلی نمی­آید. نگاه کردم دیدم روی صندلی کناری افتاده است. آقای ناطق نوری که به بیمارستان آمده­بود می­گفت دکتر ولایتی به سرعت ماساژ قلبی می­داد ولی نبض تقریباً نمی­زد. آقایان هاشمی رفسنجانی، محمدی گلپایگانی، دکتر روحانی، ناطق نوری، به بیمارستان آمده بودند که به خانم توسلی تسلیت بگویند. هاشمی رفسنجانی نمی­توانست جلو خودش را بگیرد و گریه می­کرد. خانم توسلی در یک سال گذشته دو نوه­ی خود و عروسش را هم از دست داده بود و این غم جدید بود. بعد از مدتی آقای خاتمی با همسرش آمد. او هم گریه می­کرد. قرار تشییع را گذاشتند. حسن آقای خمینی از قم راه افتاده­بود که بیاید. منتظر ماندیم. نزدیک ظهر رسید. وقتی حسن آقا آمد و فرزندان توسلی را در بغل گرفت قیامتی شد. همه به حسن آقا تسلیت گفتند. خود ایشان هم خطاب به خانم توسلی گفت من فرزند آقای توسلی هستم. در این چند روزه دو جلسه طولانی در خدمت ایشان بودم. سه شب قبل آقای توسلی آمده بود منزل ما. دو نفر دیگر از دوستان هم آمده بودند. می­گفت می­خواهد روز شنبه در مجمع سخنرانی کند. با آقای هاشمی رفسنجانی هم صحبت کرده بود و وقت سخنرانی گرفته بود. متن­هایی از سخنان امام را آماده کرده بود و خیلی از سخنانی که در اهانت به حسن آقا مطرح شده بود، حرص می­خورد. همه­ی ما توصیه می­کردیم که حرفهایش را در مجمع جوری مطرح کند که احساساتی نشود. بحث انتخابات خبرگان هم شد. کاندیدای تهران بود و از این­که اتفاقاتی در انتخابات بیفتد که به نفع رقبایش کاری کنند، نگران بود. حسین فرزند خوبش همان روز پیش من آمده بود که حاج آقا را منصرف کنید. گفتیم حالا چه عجله­ای در استعفا؟! خودش می­دانست که در انتخابات سمبل اصلاح طلبان خواهد شد. نمی­دانم چه بحثی پیش آمد که دست زد به قلبش و گفت خیلی اسرار آدم­های گوناگون کشور در این سینه است. حیف که همه­ی آن اسرار را با خودش به قبر می­برد. واقعاً هم بزرگ­ترین پشتوانه­ی فقهی و علمی و دینی جریان اصلاح طلبی بود و خودش خیلی اصرار داشت که به هر شکل که می­تواند به این جریان سیاسی کمک کند. دلیل اصلی همراهی­اش با آقای خاتمی در همه­ی سفرهای داخلی، چه در ایام ریاست جمهوری آقای خاتمی و چه بعد از ریاست جمهوری همین بود. وقتی همیشه در کنار امام خمینی دیده می­شد، می­خواست اعلام کند بعد از امام خمینی آقای خاتمی را همراهی می­کند تا این راه پویا و زنده بماند. پریشب هم رفته بودم دیدن حاج حسن آقا؛ در دفتر امام. آقای توسلی هم بود. خیلی بانشاط بود و پر از لطافت. حاج حسن آقا می­گفت من به خواب اعتقاد ندارم ولی دو بار پشت سر هم به فاصله­ی چند شب، قبل از جریانات اخیر امام را در خواب دیده است که امام با ناراحتی به حسن آقا می­گفته­اند من را دارند از خانه­ام بیرون می­کنند؛ چرا کاری نمی­کنید. در جلسه­ی مجمع تشخیص مصلحت امروز هم ایشان داشته همین خواب را تعریف می­کرده است که منقلب شده و می­خواسته گریه کند و جلو خودش را گرفته است. فردا ساعت ۹ صبح جنازه­ی آیت الله توسلی که نماد یک عمر دفاع از اندیشه­ی مترقی امام خمینی بود از حسینیه­ی جماران تشییع می­شود و در حرم امام خمینی، در کنار مرادش آرام می گیرد

خواب حاج حسن آقا و درگذشت آیت الله توسلی

محمدعلی ابطحی

امروز صبح نمی­دانم چرا با احساس بدی از خواب بیدار شدم. خبرنگاری از ایسنا زنگ زد که از آیت الله توسلی چه خبر؟ می­گویند در جلسه­ی مجمع تشخیص مصلحت فوت کرده است. داد زدم گفتم نه! خیلی با آقای توسلی دوست بودم. لطف ویژه­ای داشت. بعد از شنیدن خبر به آقا مجید انصاری که عضو مجمع تشخیص مصلحت است زنگ زدم. از این خبر پرسیدم. گفت بله؛ من در بیمارستان هستم. با آقایان صدوقی و موسوی لاری با سرعت به بیمارستان رفتیم. حسین و خانم توسلی آن­جا بودند. خیلی بیشتر از فوت اقوامم ...

 

مطلب دوم :

بی بی سی : در گذشت رئیس دفترامام خمینی در حال سخنرانی اعتراض آمیز!!

مطلب موردنظر دراین لینک زیر درج گردیده است :

http://www.agahsazi.com/News.asp?NewsID=3792

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 3:6 بعد از ظهر  توسط حمیـــــــــدی  | 

...........؟

ده نفراز  جوانان خوب ومومن دانشجو و فارغ التحصیل و مجرد که دوست نداشتند سربار کسی باشند ،دوست نداشتند درخیابانها ول بگردند ودوست نداشتند که بودجه کشور را برای به راه راست هدایت شدن مصرف کنند ، همت کردند هرکدام یک میلیون تومان جور کردند ،و با تخصصی که داشتند اقدام به راه اندازی کانون فرهنگی و مجتمع آموزشی نمودند ، از صبح علی الطلوع تا ساعات آخر شب وسایل مورد نیاز را فراهم مینمودند ، حتی میزهای زیبای آموزشگاه را  خودشان ساختند بعد از چند ماه زمینه چینی  محلی به مبلغ ماهیانه ۵۰۰ هزارتومان اجاره نمودند شروع به فعالیت کردندتا درابتدای کار حد اقل اجاره محل را آماده نمایند ،  اماهنوز اولین کلاسها را برگزار نکردنده بودند که شهرداری محترم مشهد با اعزام ماموران خودشان اعلام کردند باید مکان تجاری باشد یا اینکه مبلغ ۳۰ میلیون تومان بعنوان تجاری پرداخت شود تا اجازه فعالیت داده شود ، درصورتی که طبق خبر هائی که مطلعین دادند مراکز آموزشی مشمول این قانون نمیشود . سوال این است درشرایطی که همه مسوولین محترم نظام دم از جوانان میزنند و اعلام میفرمایند که اقدامات زیادی برای اشتغال زائی نمودند آیا این شیوه برخورد بعضی از دستگاهها تائید بر اشتغال زایی است یا اشتغال زدائی آیا نباید این جوانان را که با همت والای خود در زمانی که همه استکبار برای جذب اینان دندان تیز کرده اند یاری نمود.لازم به ذکر است که با توجه به این برخورد هنوز کرایه این ماه (بهمن ۸۶) را پرداخت نکرده اند. 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 1:46 بعد از ظهر  توسط سناوندی   | 
                                   " لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق"
حنان ترک، بازیگر مصری اي که به تازگی مسلمان شده است در خصوص گذشته اش ابراز پشیمانی کرد.

به گزارش «فردا»، این بازیگر مصری در گفتگو با العربیه تاکید کرد: در کارهای هنری ام رضای خداوند و رسولش را در نظر نگرفته بودم.

وی ادامه داده است:"همه پولی که در آن زمان و از راه بازیگری بدست آورده ام حرام است. اعتراف به خطا عیب نیست، چیزی که بر باطل بنا شده باشد خودش هم باطل است. بنابر این همه اموالی که از کارهای به اصطلاح هنری خود که خارج از چارچوب قواعد مذهبی و شرعی بدست آورده ام حرام است چرا که اساسا بازی کردن من در این صحنه ها و این اعمال خارج از چارچوبی بوده که خداوند برای بندگانش معین کرده است.

حنان ترک، ادامه میدهد:"امیدوارم خداوند با این کار مرا ببخشد چرا که من از روی نا آگاهی به مسائل شرعی این کارها را انجام میدادم . اگرچه اعتراف میکنم که این توجیه خوبی نیست چرا که من به اندازه کافی تلاش نکردم تا دین و آیین خود را به خوبی بشناسم. خدا را به خاطرآگاهی دینی که اکنون به آن رسیده ام شکر میکنم. این نکته را هم باید بگویم که البته هنر و بازیگری فی نفسه حرام نیست به شرطی که از حدود شرعی که ما بطور فطری برای آن آفریده شده ایم تجاوز نکند.

وی که تالار آرایشی به نام «صبایا» دارد در خصوص لزوم حفظ حجاب زنان در این مکان می گوید:"طرح من قرار دادن پوشش برای موی زنان در حریم خودم است. بنابراین مسلمانان غیر محجبه و هرکسی که حجاب را رعایت نکند اجازه ورود به آن را نخواهند داشت. این کار از روی مبنای خالص دینی است.

موی آشکار و بی حجاب فتنه است و من نمیتوانم در این گناه آنها را کمک کنم و دختران بی حجاب با آرایش کامل از آنجا خارج شوند و نگاه مردان را به خود جلب کنند.

"ترک"که به تازگی از همسرش جدا شده است، درباره طلاق خود نیز میگوید که همسرش با حجاب او موافق نبوده و او نیز نمیتوانسته تمایل شوهرش را بر دستور خداوند مقدم بدارد." لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق".

او میگوید"از آنجا که او نتوانست مرا با حجاب بپذیرد و من هم نمیتوانستم حجاب را کنار بگذارم نتوانستیم به توافق برسیم. بنابر این از هم جداشدیم. نمیدانم چرا مردم نمیخواهند بپذیرند که گذشته من اشتباه بوده است؟حجاب در زندگی من نقطه عطفی بود. من لذت عبادت و تقرب به خداوند را بدست آورده ام .

این بازیگر اکنون با کارگردان و نویسنده مصری "خالد المهدی" در فیلمی درباره علامات ظهور همکاری میکند. این فیلم در سه زمان گذشته،حال و آینده روایت میشود. در زمان حال و آینده علامات ظهور وشخصیت دجال بررسی میشود.

همچنین حنان ترک با کمک دیگران بر ای کمک به مردم غزه کاروانی از کمکهای غذایی جمع اوری و ارسال کرده بود که بدلیل شرایط امنیتی به قاهره برگردانده شد.

وی میگوید: با توجه به اینکه کاروانهایی از کمکهای مردمی دیگر هم برگردانده شده است امیدواریم این کمکها با همکاری صلیب سرخ به مردم غزه برسد.
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 12:32 بعد از ظهر  توسط سناوندی   | 

«بسم رب الحسین»

 

با سلام خدمت همۀ دانشجویان حدیثی (دوستان ورودی۸۴-۸۵-۸۶) و عرض تسلیت به مناسبت ایام حزن و اندوه تاسوعا و عاشورای حسینی؛

 

 همانگونه اکثر دوستان مطلع هستند با توجه به مشکلات اخیر در امر ارائه دروس و... نامه و درخواستی توسط عده ای از دانشجویان تنظیم شده است که بدین طریق در اختیار دوستان قرار میگیرد. لطفا مفّاد آن را مطالعه کرده و اگر پیشنهادی در این زمینه دارید بفرمایید.

کسانی هم که مایل هستند به جمع این دوستان بپویندند لطف نموده در بخش نظرات اعلام نمایند تا اسامی آنها را نیز به لیست اضافه نماییم.

(یادآوری میکنیم که این متن پیش نویس بوده و پس از توافق عمومی، و اصلاح اشتباهات رخ داده احتمالی در اسامی، نامه تقدیم مسئولین محترم خواهد شد.)

 

برای مطالعه روی ادامه مطلب کیلیک کنید.

 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 7:5 بعد از ظهر  توسط لطف خدائی  | 

 

اشهد انک التالی بکتاب الله.

 

 (مفاتیح‌الجنان، زیارت

 

 امام حسین(ع( (

 

 

نام حسین(ع) با محرم پیوند خورده و جان‌فشانی او و 72 یار با وفایش به محرم، روح و حیات دمیده است،‌ ماه محرم برای شیعیان و عاشقان سید و سالار شهیدان از سال 61 هـ . ق تا به حال، ماه حزن و اندوه بوده است. آنان همه ساله به عشق امام حسین(ع) گرد هم می‌آیند و از چشمه زلال عنایتش سیراب می‌شوند. اگرچه مظلومیت سالار شهیدان و سید جوانان اهل بهشت در روز عاشورا بیش‌تر مطرح شده و از این واقعه سخن‌های بسیار رفته است، اما شخصیت والای امام حسین(ع) به واقعه عاشورا و آن‌چه بین ایشان و سپاه یزید رفته خلاصه نمی‌شود.

قرآن مجید می‌فرماید: هرکس خواهان عزت است، عزت در پرتو ایمان و عمل صالح است؛ «من کان یرید العزه فلله العزه جمیعاً الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه»11 امام حسین(ع) در قیام خود در

 

کربلا، طالب عزت بود و گریزان از ذلت؛‌ «هیهات منی الذله»


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط حمیـــــــــدی  | 
 
 
تمام دلــــم درهــوایت گــــریست
 
صدا درســـــکوت صدایت گریست
 
غبار غمت چـون به عالم نشست
 
همـــــه عالم اندر غزایت گریست
 
 
 
نمازی پرشــــــکوه،با صــوت تکبیر
 
میــان دشــتی از ســر نیـزه وتیـــر
 
جماعت صف به صف برگرد محراب
 
امامـش را زدند ، با تیر و شمشیر
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط سناوندی  
  بالا